سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خردهایتان را متّهم کنید که خطا از اعتماد به آنها پدید می آید . [امام علی علیه السلام]

آدمی را آدمیت لازم است

یعنی ما صلاحیت نداریم؟(دوشنبه 86 بهمن 29 ساعت 3:57 عصر )

سلام

از عنوانم اینجور بر میاد که بحث سیاسیه اونم از نوع خفن! حالا پیش یریم ببینیم به کجا میرسه ! به رندمون گفتم چی بنویسم گفت از رد صلاحیت ها بنویس.حالا شما باشی میگی عجب آدم سیاسییه این بشر .ولی صحبت من روی یک نقاط دیگه اس.درتمام دنیا وقتی یه مقوله ی انتخابات میرسن اونایی که میخوان کاندید شناز صافی های مشخصی باید بگذرن .بسته به هر کشوری صافی ها فرق میکنه .ریز و گشاد میشه یا مثل کشور ما تا همین چن سال پیش خیلی گشاده.همین اخیرا بود که کمی ضوابطش بیشتر شد البته اونم برای مجلس شورا که امیدواریم در مورد ریاست جمهوری هم فکری بکنند.حالا سر همین قضیه احراز صلاحیت خیلی برنامه ها هم پیش میاد.تا حال تو هیچ جای دنیا کسی برای اینکه رد صلاحیت بشه ثبت نام نمیکرده که الحمدلله این امر با اقرار صریح بعضی توی چند انتخابات اخیر صورت گرفت! حالا چراش رو همه میدونیم .از این که بگذریم وقتی خوب نگاه بکنیم تنها در انتخاب مقامهای عالی و وکالتی نیاز به احراز صلاحیت نیست بلکه در بسیاری امور و مشاغل اعم از دولتی و غیره لازم است.برای مثال آیا برای شغل رانندگی اتوبوس صلاحیت لازم نیست؟حداقل جون 40 تا بشر در دستان توانمند اوست.آیا صرف داشتن گواهینامه ی معتبر کافیست؟ یا مثلا صرف اینکه یک نفر سرباز است و آموزش چگونگی استفاده از سلاح گرم را گذرانده نشاندهنده ی آن است که میتوان او را با یک اسلحه به امان خدا رها کرد؟! ووو.... اینها فقط چند مثال بود برای این مفهوم و نمایانگر آنکه عرصه ی احراز صلاحیت ها بسیار گسترده تر از آن انی است که ما می بینیم و نه تنها دراینجا که در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز آنطور که باید اجرا نمی شود. اما باید بدانیم که اجرای درست این امر فتح باب بسیاری از مشکلاتی خواهد بود که درگیر آنها هستیم.شاید گام مهم در تحقق این امر انتخاب درست نماینده مان باشد چرا که اگر او بهترین باشد قطعا سعی می کند با بهترین ها کار کند و بهترین ها را دور خودش جمع کند. و این زنجیره تا به پایین ادامه پیدا می کند.

اگر خدا بخواهد! والبته که ما !



حزب اللهی ها !(چهارشنبه 86 بهمن 24 ساعت 3:45 عصر )

سلام

حسن رحیم پور ازغدی میگفت :یک دوستی در دوران جنگ داشتم که الان نمیدونم کجاست.اون تعریف میکرد که حزب اللهی ها سه گروهن.سرخ پوست ها و سیاه پوست ها و سفید پوست ها ! سرخ پوست ها مثل ماییم که از اول جنگ بودیم سالی یک بار سر میزنیم به خونوادمون و هر وقت که بر میگردیم با زنمون نا آشنا ییم و بچه مون نمیشناسمون! اما حزب اللهی های سرخ پوست شما هایین(خطاب به ازغدی)که زندگیتونو میکنین هر وقتم که عملیات بود میاین و اگه شهید شدین راحتین اگه هم نشدین که بر میگردین سر زندگیتون.و حزباللهی های سفید پوست اونا هستن کهیقه آخوندیشونو تا بالا میبندن و نماز و عباداتشون رو تمام وکمال دارن ولی حاضر نیستن یک بار هم که شده بیان جبهه.جالب اینجاس که تکلیف ما سرخ پوستا رو اون سفید پوست ها مشخص میکنن!

حالا اینو داشته باشین تا بعدا بیشتر و مفصل تر بگم.



چرا راهپیمایی؟(سه شنبه 86 بهمن 23 ساعت 3:4 عصر )

سلام

دیروز رفته بودم راهپیمایی. داشتم فکر می کردم واقعا ما برای چی میریم راهپیمایی؟شب آقای رحیم پور ازغدی ر نشون داد صحبت های جدیدی کرد. از اون بحث های تاریخی خبری نبود. میگفت: هیچ انقلابی در دنیا وجود نداره که مردمش بعد از اینهمه مدت هنوز حامی اون انقلاب باشن.خوب حالا ما اینو داریم. اما چی باعث شده؟ جواب دادن به این سوال خیلی سخته چون جنبه های متفاتی ر دربر میگیره.اما میتونیم هر کدوم از خودمون شروع کنیم. یک جواب خیلی ساده و فوری اینه که  وقتی نیگا میکنی میبینی دشمنای خونیت شدیدا تو رو از کاری نهی میکنن میفهمی که عجب خوب پس این کار خیلی به ضرر اوناس که این همه نعره میزنن که نکن آقا! نکن! چون اونا مثل ما که نیستن . اونا اثر کارما ر بهتر از خودمون میدونن. اینجاس که میفهمیم چرا دشمن عاقل به از دوست نادان است. حالا بیشتر در موردش صحبت میکنیم.

علی یارت



توجه(چهارشنبه 86 بهمن 17 ساعت 10:0 عصر )

آقا ! من یه مطلبی عرض کنم

وقتی من نوعی میام اینجا چیز مینویسم خب شما میتونی نخونی درست.اما بالا خره یه جورایی من خودمو در مقابل خواننده مسئول میبینم. این شخص خواننده داره بزرگترین داراییش رو اینجا خرج میکنه .بله! وقت. فکر نمیکنم کسی رو این مورد بحثی داشته باشه. اگه هست تقاضا دارم قبل از گذاشتن نظر مقداری فکر کنه.

این رو به تمام کسانی که وبلاگ نویسی میکنن عرض میکنم : آقایان! خانم ها! خودتان را در مقابل مخاطب نسبت به چیز هایی که مینویسید مسئول بدانید! (وقت خودتون که دیگه اصلا حرفشو نزن!)

بالا تر بگیریم! این مسئله که دین نمیشناسه. آی اونایی که دارین در تمام دنیا به هر زبونی که بلدید مینویسید. حرف میزنید.درس میدیدو... خلاصه به یک نحوی وقتی از بعضی در اختیارتون هست. شما مسئولید.اندازه ی مسئولیت شما به بزرگی جنسیه که در اختیار دارید.

بیاییم آدم باشیم!



چرا وبلاگ؟(چهارشنبه 86 بهمن 17 ساعت 10:0 عصر )

حقیقتش بابا ما داشتیم زندگیمونو می کردیم.این بر وبچ ریختن سر ما که آقا الا وبلاباید جهانیان رو از فواره ی تفکراتت مستفیض کنی!!

اصرار پشت اصرار! ماهم دلمان نیامد که دل این کوکان ر بشکنیم!

یک رندی اومد وسط که حالا که رو خطی بجای چت بازی و اینها بزن تفننی یه وبلاگ از خودت در کن!

دیدیم بدم نمیگه.وگرنه ماروچه به این جنگولک بازی ها.

دیدیم حالا که مد شده از رییس دفتر رییس جمهور سابق گرفته تا خود رییس جمهور فعلی مشقاشون وبجای دفتر تووبلاگشون مینویسن  ماچیمون کمتره بزا نشون بدیم چن مرده حلاجیم.

دلو زدم به دریا .به قول اون رندمون تجربه نشون داده برای ساخت یک وبلاگ خوب باید اول چن تا دس گرمی بسازی(قریب به مضمون!)

حالا چی میخوام اینجا بگم ر میگم.عجله مکن! فکرم نکنی حالا مثلا تو این صفحات چی مینویسن که اگه یکی بخونه نمیدونم متحول میشه و زمین و آسمون به هم میرسه و .... نه این صفحات بطور کلی چیز خاصی ندارن.یک سری تفکرات شخصی .همین.

حالا بعدن مفصل تر در مورد این پدیده صحبت میکنیم.

در پناه حق



یک دو سه شروع!(سه شنبه 86 بهمن 16 ساعت 10:0 صبح )

سلام علیکم

سلام که اسم خودشه

علیکم هم که ینی خدا با شماس!

خب پس دیگه چی میخوایم؟